خیمه گاه عشق

بادکنک دلتنگیام پر شده از هوای تو اگر نیای می ترکه خونش می افته پای تو



 دوست داشتن همیشه گفتن نیست

گاه سکوت است وگاه نگاه

غریبه این درد مشترک من وتوست

که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم

خدا حافظ همین حالا؛ همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین ؛ به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست

نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ به شرطی که نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ ؛خداحافظ همین حالا؛ خداحافظ. . . . 

| ۱۳٩٠/۱۱/٢٤ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ| fatemeh | نظرات ()

گاه و بی گاه

در خلوتم فرو می روم

در اعماق خشم و غرورم و خلوت خود ساخته ام

و هنگامی که باز می گردم

نمی توانم حتی ذره ای از ان ارامش را با خودم بیاورم

و ناگهان اتاقم تاریک تر از قبر میشود

سرم گیج می رومد و تنهایی بر سرم اوار می شود

و نجوایی در گوشم می خواند

اسودگی می خواستی حالا کجاست............

 

| ۱۳٩٠/۱۱/٩ | ٦:۱٢ ‎ق.ظ| fatemeh | نظرات ()

نمی دونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو

نمی دونم چرا قسمت می کنم روزهای خوب  زندگیمو 

اول قصه میشه همه دوسم می دارن

وسط قصه می شه سر به سر من می زارن

تا می خواد قصه تموم  شه همه تنهام می زارن

می تونم دو رنگ باشم دل نبازم

می تونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیشه زبون بترکه و خراب بشه

حباب دل سراب بشه.....

میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی 

میتونم درست کنم ترسه دلو دلواپسی 

می تونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم

میتونم پشت دلا مخفی بشم کمین کنم

ولی  بااین همه حرفا باز منم مثل اونام  

یه دروغ گو میشمو همیشه ورد زبونام 

یه نفر پیدا بشه بهم بگه چی کار کنم 

با چه تیری اونیکه دوسش دارم شکار کنم  

من  باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره توی دنیا اصلا عشق واقعه ای 

وجود داره ؟؟؟؟................

 

| ۱۳٩٠/۱۱/۱ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ| fatemeh | نظرات ()

(- Ɖɛƨιɢиer:FaNdogh -)